کی مقصره؟ | ارتباط بدون خشونت
تکنیک ارزیابی خشم چیست؟ خشم به روابط صمیمانه آسیب میزند. آمارهای طلاق، شواهد بیشتری در خصوص نقش خشم در فروپاشی پیوند زناشویی نشان میدهد. تأثیر دورههای تکرارشونده خشم بر یک رابطه مانند اثر بریدن پوست بدن است. خشم، زخم عاطفی عمیقی ایجاد میکند که با هر زخم تازهای سر باز میکند. خشم مزمن افراد را انعطاف ناپذیر و بسیار تدافعی میکند و در دراز مدت سبب از بین رفتن همدلی و صمیمیت میشود.

همسران عصبانی احساس ناتوانی و درماندگی میکنند. تنها زمانی که فرد مقابل تغییر کند یا اصلاح شود اوضاع بهتر میشود. همیشه تصور میشود که فرد مقابل مقصر است و زمانی که فرد با شکایت کردن و سرزنش خشمناک، همسرش را به تغییر وادار میکند، احساس درماندگی و حتی فلج شدن تشدید یافته خشم شدت مییابد .
این بخش به شما کمک میکند تا بفهمید چگونه خود را خشمگین میکنید و به چه ترتیب میتوان اندیشهها و نگرشها را تغییر داد تا پاسخهای مقابلهای نوین و مؤثرتر، جایگزین خشم شود.
خشم دو مؤلفه اصلی دارد :
1. تجربه کردن مقداری استرس و ناراحتی؛
2. افکار برانگیزندهای که همچون ماشه چکان پاسخ خصمانه عمل میکنند.
وجود هر دو استرس و افکار برانگیزنده برای احساس واقعی خشم ضروری است. افکار برانگیزنده میانجیهایی اند که استرس و ناراحتی را به خشم و واکنش سرزنش تبدیل میکنند. اگر شما افکار خشم برانگیزی داشته باشید ولی بیاسترس هرگز آن قدر برانگیخته نمیشوید که واکنش هیجانی شدید نشان دهید؛ همچنین استرس بدون وجود افکار برانگیزنده تنها به احساس ناخوشایند منجر میشود.
چرا استرس به آسانی به خشم تبدیل میشود؟
وقتی شما به درد جسمی یا هیجانی دچارید، انگیزه زیادی برای انجام دادن برخی کارها درباره آن دارید. درد باعث برانگیختگی فیزیولوژیکی میشود و شما را به اجرای اعمال خاص تحریک میکند. خشم به شما کمک میکند تا از دو راه با درد مقابله کنید:
1. خشم به تخلیۀ برانگیختگی شما کمک میکند و درنتیجه سطح تنش را میکاهد؛ مثلاً اگر به سبب انتقاد نامزدتان از اشتباه شما، احساس ناراحتی میکنید عصبانی شدن میتواند شما را به طور موقت از برانگیختگی هیجانی ناشی از این ناراحتی رها سازد.
2. خشم از آگاهی درباره احساس خود جلوگیری میکند. دختری که به سبب احتمال ترک شدن از سوی نامزدش پریشان باشد، معمولاً برای بیرون راندن ترس خود از حوزه آگاهی خشم خود را نسبت به کتابهای نامرتب او در قفسه بروز میدهد. خشم به او کمک میکند تا از خودش در مقابل احساسی بسیار دردناک، دفاع کند.
با توجه به اینکه خشم نمیتواند بدون وجود افکار برانگیزنده ایجاد شود، میتوانید آن را کنترل کنید. شما میتوانید با تغییر دادن افکاری که خشم را شعله ور میکند احساس خشم خود را تغییر دهید؛ همچنین میتوانید افکار خشمگین کننده را شناسایی کرده، اندیشههای آرامش ساز و موجب خویشتن داری را جایگزین آنها کنید.
تکمیل برگه ارزیابی خشم
پیش از اینکه هرگونه تغییری در احساس یا رفتار خود ایجاد کنید، لازم است درک روشنی از چگونگی ایجاد خشمتان پیدا کنید. در طول هفت تا چهارده روز آینده برگهٔ ارزیابی خشم را تکمیل کنید (نمونهای از عناوین این برگه در ادامه ارائه خواهد شد). هرگاه از دست نامزدتان عصبانی شدید، آنچه پیش آمد به طور عینی و رفتاری در ستون رویداد بنویسید. هر گفته یا عمل مرتبط با خشم خود را یادداشت کنید.
در ستون عوامل استرس زا منبع ناراحتی خود را بنویسید. عوامل استرس زا چهار طبقه دارد که باید از آنها آگاه باشید:
1. عاطفه ناراحت کننده که احساسهای منفی و ناخوشایند مانند غم، گناه، شرم و اضطراب را شامل میشود.
2. احساس دردناک به احساسها و تجربههای جسمی مانند دندان درد، زانو درد، سوزش معده، سردرد و ... گفته میشود.
3. سائق ناکامی، استرسی است که در نتیجه دست نیافتن به خواستهها به وجود میآید. در این حالت شما برای رسیدن به چیزی تلاش میکنید یا نیاز و خواستهای دارید ولی مانعی شما را از رسیدن به آن باز میدارد.
4. تهدیدها، عواملی استرس زایند و از موقعیتی ناشی میشوند که در آن کسی متعهد میشود شما را اذیت کند. بکوشید عوامل استرس زای خاص را یادداشت کنید نه فقط طبقه کلی استرس را .
در ستون افکار برانگیزنده هر آنچه به خودتان گفتید (خودگوییها) و سبب شروع و تشدید خشم شما شد یادداشت کنید. دو نوع افکار برانگیزنده خشم وجود دارد :
1. افکار سرزنش آمیز که برچسب بد یا خطا کار به فرد مورد نظر میچسباند. فرد سرزنش آمیز معمولاً چنین است: «تو عمداً این کار را کردی». باور نهفته در اندیشه سرزنش آمیز این است که شما در اثر رفتار نادرست و عمدی فردی دیگر آسیب دیده اید. همیشه در بطن افکار سرزنش آمیز این باور هست که علت استرس تو، آن فرد خطاکار است.
2 . بایدها: معمولاً اندیشه بایددار چنین است تو نباید این کار را بکنی درعوض باید آن کار را بکنی. عقیده شما این است که شخص دیگر باید میدانست چگونه رفتاری مناسب داشته باشد؛ اما به عمد قواعد رفتار مناسب را زیر پا گذاشته است؛ بنابراین، شخص بد، خطاکار و سزاوار تنبیه است. مهم است که تا حد ممکن افکار برانگیزنده خود را یادداشت کنید و بکوشید تا دقیقا آنچه را هنگام عصبانی شدن در ذهنتان بود، به خاطر بیاورید. موقعیت را چگونه میدیدید؟ چگونه شخص خطاکار را نزد خودتان توصیف میکردید؟ اگر اوضاع بدتر شد چه چیزی به خودتان گفتید که باعث افزایش خشمتان شد؟
آخرین ستون در برگه ارزیابی خشم، درجه بندی شدت خشم خودتان است. براساس مقیاس یک تا ده درجهای مشخص کنید که شدت خشم شما در آن موقعیت چقدر بود. این مقیاس برای کمک به شما در شناسایی عوامل استرس زا و افکار برانگیزندهای طراحی شده که باعث تشدید خشم شما میشود. تکمیل برگهٔ ارزیابی خشم را تا موقعی ادامه دهید که دست کم ده حادثه خشم برانگیز را ثبت کنید. اگر یک هفته زمان برای دستیابی به حداقل ده مورد کافی نبود یادداشت برداری را ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که رویداد خشم، همیشه به شکل برون ریزی شدید خشم نیست و حتی ممکن است خشم خود را به گونهای آشکار ابراز نکنید. رویداد خشم برانگیز موقعیتی به وجود میآورد که در آن یک پاسخ خشم، به میزان دست کم یک درجه براساس مقیاس را تجربه کنید.
چگونه خشم خود را تحلیل کنیم؟
تجزیه و تحلیل افکار برانگیزنده خشم
در این بخش مطالب اختصاصی تری درباره دو دسته عمده افکار برانگیزنده و روشهایی برای مقابله با آنها خواهید آموخت:
1. افکار سرزنش آمیز
سرزنش کردن به شکلهای گوناگون است. شاید برچسب زدن کلی، آسیب زننده ترین نوع سرزنش باشد که در این حالت شما فرد دیگری را به نادانی، بی مهارتی، بی دقتی و ... متهم میکنید؛ برای مثال، ویدا سهیل را بی مسئولیت، تنبل ،نادان خودخواه و احمق می نامید. این برچسب ها تأثیری مخرب بر سهیل میگذارد و او را انسانی شکست خورده معرفی میکند.
همچنین سرزنش کردن میتواند به شکل فرضیه سازی درباره نیت فرد دیگر باشد. این رفتار، گونهای رایج از ذهن خوانی است که شما در آن درباره انگیزهها، خواستهها و معانی نهفته در رفتار شخص، فرضیههایی میسازید. وقتی به این نتیجه برسید که همسرتان آگاهانه میکوشد به شما آسیب بزند، این نوع فرضیه سازی خشم شما را بر میانگیزد. این باور که ناراحتی شما نتیجه انتخاب آگاهانه شخصی دیگر است، احساس قربانی شدن را به شما منتقل کرده، اجازه میدهد تا به او یورش آورده، تنبیه اش کنید.
نوع سوم اندیشههای سرزنش آمیز بزرگ نمایی است. در اینجا خودگوییهای شما ممکن است واژگانی مانند وحشتناک، ترسناک و نفرت انگیز را شامل شود؛ همچنین بزرگنمایی ممکن است کلماتی گویای تعمیم بیش از اندازه مانند همه، همیشه، هرکس، هرگز و هیچکس را در بر بگیرد. افکار حاکی از بزرگ نمایی با شدت بخشیدن به ناراحتی شما، احساس درونی صدمه دیدن را بدتر کرده، باعث تشدید خشم شما میشوند.
به کارگیری واژگانی دقیق و بدون اغراق به جای کلی گویی، راهکار اصلی تغییر پاسخ خشم است. بسیار مهم است که از زدن برچسبهای کلی به نامزدتان خودداری کنید؛ زیرا صفتی منفی را به او نسبت میدهند. ممکن است شخصی در برخی حوزهها بی مسئولیت باشد، اما در بسیاری از حوزهها مسئولیت پذیر؛ بنابراین به ندرت برچسب کلی دربارۀ همۀ جنبههای رفتار فرد صادق است و به کارگیری واژگان دقیق جایگزینی مناسب برای واژههای اغراق آمیز است. همچنین کاربرد کلمات دقیق راهی مناسب برای پرهیز از اغراق آمیز جلوه دادن مسائل است. استفاده از کلمات دقیق، به ویژه وقتی میکوشید به انگیزه نامزدتان پی ببرید بسیار اهمیت دارد. بدون شواهد روشن و مستقیم به طور مسلّم فرض نکنید که فرد مقابل میخواهد به شما آسیب بزند. به یاد داشته باشید تا وقتی نامزدتان دلیل انجام عملی را نگفته باشد، شما از آنچه او میاندیشد یا عوامل تأثیرگذار بر رفتارهای آسیب رسان او آگاهی ندارید. شعار هر زوج باید این باشد: «هیچ چیز را مسلّم فرض نکنید، بلکه آن را بررسی کنید». اگر در اثر رفتار همسر جوان خود سردرگم و گیج شده اید برای بررسی انگیزه های احتمالی گفت و گو کنید.
2. بایدها
بایدها از احساس شما درباره شیوه صحیح و مناسب رفتار ناشی میشوند. یکی از انواع بایدها تصور نادرست درباره استحقاق است. فرض زیربنایی در این نوع «باید آن است که چون شما چیزی را به شدت میخواهید، پس باید آن را داشته باشید. مفهوم ضمنی استحقاق آن است که وقتی شما چیزی را بسیار زیاد میخواهید، فرد مقابل حق نه گفتن ندارد؛ بنابراین نامزدتان حق انتخاب ندارد و محدودیتها و خواستههای او در مقایسه با خواستههای شما اهمیت کمتری دارد. پیام استحقاق داشتن این است من این را خیلی میخواهم و اگر تو آن را به من ندهی، پس خیلی بدی».
یکی دیگر از انواع بایدها گمان نادرست درباره انصاف است. در اینجا فرد انتظار دارد همان اصول و قوانین حکم فرما در دادگاهها بر روابط بین فردی نیز حاکم باشد. در این حالت فرض بر این است که معیارهایی محکم و مطلق وجود دارد که تعیین میکند چه چیزی درست است. تصور نادرست درباره انصاف برپایه ترازویی فرضی استوار است که در آن، میان وظایف، الزامات و پاداشهای رابطه تعادل وجود دارد. متأسفانه، مفهوم انصاف از دیدگاه همسران جوان کاملاً اختیاری است. اهرم ترازوی فرضی هر یک از نامزدها در جایی متفاوت به تعادل میرسد؛ زیرا هیچ قاضی یا هیئت منصفهای وجود ندارد. نامزدها انصاف را براساس خواستهها و انتظارات خود از فرد مقابل تعریف میکنند.
از جمله انواع باید تصور اشتباه درباره تغییر است؛ یعنی فرض بر این است که وقتی نامزدتان اشتباه میکند باید تنبیه شده، به تغییر وادار شود. عقیده بر این است اگر شما فقط به اندازه کافی فشار بیاورید، میتوانید از نامزدتان فردی بهتر بسازید. اگرچه اصرار برای تغییردادن فرد مقابل ممکن است عادلانه به نظر رسد ولی اغلب نتیجه این کار مأیوس کننده است. افراد، تنها زمانی تغییر میکنند که آماده تغییر باشند و به سبب تغییر، تقویت شوند. مجبور کردن نامزدتان به تغییر از راه خشم، به احتمال قوی به جای هر دگرگونی و تحول سالم، باعث بیگانگی میشود.
بایدها و اصول مسئولیت شخصی
بایدها، منبع اصلی خشم و فرار از مسئولیتهاست؛ اما سلاحی مهم وجود دارد که با استفاده از آن میتوانید در برابر تأثیر بایدها مقاومت کنید. این سلاح اصل مسئولیت شخصی است که بیان میکند :
1. شما خودتان مسئول درد و رنجتانید؛
2. شما تنها کسی هستید که برای رسیدن به خواستههای خود، باید راهبردهای مقابلهای خویش را تغییر دهید.
بنابراین، اگر چیزی از دید شما بسیار نادرست است و اگر در روابط عاشقانه تان با موقعیتی ناخوشایند و دردآور مواجهاید، شما مسئول تغییر دادن آن موقعیتید، نه نامزدتان.
برای این امر چهار دلیل مهم وجود دارد:
1. شما در خصوص خواستهها و نیازهای خودتان خبرهاید و میدانید چه چیزی شما را ناراحت میکند و چه چیزی احساس خوبی در شما پدید میآورد؛ شما صاحب اختیار رغبتها، رجحانها، تمایلات درونی، بیزاریها و لذتهای خودتانید. البته بخشی از این نیازها، ارتباطی است که همراهی نامزد را ضروری مینماید؛ اما نباید آنها را به نیازهای فردی تسری داد.
2. نامزدتان دربارۀ خواستهها و نیازهای خودش خبره است. این وظیفه اوست که به خواستهها و نیازهای خودش بپردازد و مسئولیت کامل تأمین این نیازها به عهده اوست. مراقبت از شما و تأمین نیازهای شما به عهده نامزدتان نیست. اگر او در درجه اول به خواستههای شما توجه کند، این انتخاب مانع مسئولیت اصلی او در خصوص حمایت از خودش میشود. البته اگر نامزدتان در این زمینه شما را یاری کند فراتر از وظیفه خود انجام داده که البته امری پسندیده است.
3. نیازها و خواستههای افراد همواره با هم تعارض دارند. این واقعیت، بدیهی و اجتناب ناپذیر است. شما دوست دارید برای تفریح به شهرستانهای کوچک سفر کنید، ولی نامزدتان دوست دارد به شهرهای بزرگ برود؛ شما میخواهید او در انجام کارها به شما کمک کند و او میخواهد کار خودش را تمام کند؛ شما خسته اید و به استراحت نیاز دارید و او میخواهد با هم به پیاده روی بروید. بسیاری از افراد از این نوع تعارض خشمگین شده، فکر میکنند نباید چنین چیزی وجود داشته باشد؛ اما تعارض واقعیتی اجتناب ناپذیر است.
4. میزان احساس رضایت و خوشحالی شما به کارآمدی راهبردهایی بستگی دارد که برای تأمین نیازهای اساسی تان به کار میگیرید. مقدار حمایت، قدردانی و کمکی که هم اکنون دریافت میکنید، به راهبردهایی که در حال حاضر به کار میبرید وابسته است. ظاهراً کاری را که در حال حاضر برای دستیابی به همکاری بیشتر، لذت فزون تر یا صمیمیت بیشتر در رابطه تان انجام میدهید، چیزی بیش از آنچه متناسب با راهبرد فعلی تان است، به شما نمیدهد. برای رسیدن به نتیجه بهتر، باید راهبردهای خود را تغییر دهید.
چگونه با خشم مان مقابله کنیم؟
شش گام در مسئولیت پذیری شخصی
در اینجا راههایی ارائه میکنیم که به شما کمک میکنند هنگامی که درباره رفتار نامزدتان احساس درماندگی میکنید و عصبانی هستید مسئولیت خود را به عهده بگیرید :
1. راهبردهای کارآمدتری برای تقویت نامزدتان پیدا کنید. چگونه به او به خاطر انجام دادن کاری که میخواستید پاداش میدهید؟
هومن اغلب به سبب صرفه جویی نکردنها و ولخرجیهای فرناز از او عصبانی بود. وقتی واکنش خشم او را به جایی نرساند، بنابراین تصمیم گرفت راهبردهای دیگری را امتحان کند. هومن به همسرش گفت میخواهد برای تفریح سالم با یکدیگر، وقت بیشتری بگذارد. اگر فرناز بودجه هفتگی را رعایت کند، قصد دارد جمعه شب برای صرف شام و دیدن یک فیلم با او بیرون برود، ولی اگر از بودجهٔ تنظیم شده برای هر هفته فراتر روند مجبورند بیرون رفتن را حذف کنند.
2. خودتان نیازهای خود را تأمین کنید. نسرین به دلیل اینکه کامران هیچ وقت خودروی خود را تمیز و مرتب نمیکرد، از دست او عصبانی میشد. او فکر میکرد داخل خودرو مثل طویله شده است. نسرین با استفاده از مسئولیت پذیری شخصی تصمیم گرفت که خودش خودرو را مرتب کند و آن را بشوید. او متوجه شد که دردسر این کار کمتر از کلنجار رفتن با کامران برای انجام آن است و این کار به حل مسئله و شرمندگی کامران منجر شد.
3. منابعی جدید برای دریافت حمایت توجه و تحسین پیدا کنید. چیزهایی هست که ممکن است نامزدتان هرگز نتواند برای شما فراهم کند؛ بنابراین به جای احساس درماندگی به شیوه دیگری نیازها و خواستههای خود را تأمین کنید. سهراب کوهنورد است و از مریم میخواهد که با هم به کوهنوردی بروند؛ ولی مریم به این کار تمایلی نشان نمیدهد و سهراب او را به سبب بی علاقه بودن و مشارکت نداشتن در سرگرمیهایش سرزنش میکند. سهراب تصمیم گرفت که خودش مسئولیت این مسئله را به عهده بگیرد؛ از این رو چند دوست کوهنورد در محله خود پیدا کرد و به اتفاق آنها به کوهنوردی رفت .
4. محدودیتهایی تعیین کنید. بسیاری از افراد از سوی همسرشان تحت فشارند تا کاری را که دوست ندارند انجام دهند. آنها معمولاً بسیار خسته، تحت استرس بی علاقه و حتی هراسان اند. وقتی شما به این فشارها «نه» نمیگویید، ممکن است در نهایت به خشم دچار شوید. یک راه اساسی برای به عهده گرفتن مسئولیت موقعیتی که نمیپسندید، تعیین حدود از طریق «نه» گفتن است. نامزد شیما هر جمعه به زور او را به کوه میبرد. شیما شلوغی و چند ساعت ماندن زیر آفتاب را نمیپسندید و علاقه خاصی هم به کوهنوردی نداشت. او اغلب پس از کوهنوردی عصبانی میشد و دعوا میکرد. شیما تصمیم گرفت مسئولیت این موقعیت را به عهده بگیرد و به نامزدش گفت: «من هر ماه، فقط یک بار با شما به کوه میآیم. اگر تو میخواهی بیشتر به کوه بروی، بهتر است فرد دیگری را برای همراهی پیدا کنی.
5. به طور جرئت مندانه مذاکره کنید: این فرآیند، شامل بیان مستقیم و آرام خواسته تان بدون سرزنش کردن و عصبانی شدن است. وقتی شما و نامزدتان خواستههای متضادی دارید، میتوانید در مورد راه حلی که خواستههای هر دوی شما را برآورده میکند به مصالحه برسید.
6. کوتاه بیایید دو نوع کوتاه آمدن وجود دارد:
6-1 . نوع اول بر پذیرش این مطلب استوار است که موقعیت تغییر پذیر نیست و شما مجبورید با آن زندگی کنید. پذیرش مسئولیت در این نوع موقعیتها یعنی کنار گذاشتن این انتظار که اوضاع باید عوض شود و شما باید حتماً به خواسته تان برسید. پژمان اغلب به خاطر طرد شدن نیاز عاطفیاش از سوی نامزدش خشمی شدید را تجربه میکرد. پذیرش مسئولیت موقعیت از جانب پژمان به معنای پذیرش نظر والدین نامزدش بود که معتقدند بهتر است خلوت آنها در عصر، که فرزندان بزرگ خانواده در منزل اند، اتفاق نیفتد. وقتی پژمان موقعیت را پذیرفت و متوجه شد که او صبحها - نه عصرها و شبها به داشتن رابطه تمایل دارد، تصمیم گرفت که خلوت ارتباطی خود را به صبح موکول کند.
6-2 . نوع دوم زمانی است که شما متوجه میشوید ادامه رابطه، بسیار ناخوشایند یا دردآور است. اندیشیدن به این نوع کوتاه آمدن، میتواند ترس آور باشد. دلایلی خوب و متعدد برای تداوم رابطهای مشکل دار وجود دارد: نامزدتان به شما وابسته است او اذیت خواهد شد، ممکن است به ضرر مالی جدی دچار شوید و .... اما اگر اوضاع عوض نمیشود یا چنانچه از تقویت کردن رفتارهای جدید خسته شدهاید و هیچ چیز مؤثر واقع نمیشود. واکنش سالم به این وضعیت خشم مزمن نیست؛ بنابراین بسیار مهم است که زمان کوتاه آمدن در برابر احساس درماندگی و خشم مزمن را که احساس بهزیستی و سلامتی شما را به طور کامل تخریب میکند. تمرین اکنون به برگه ارزیابی خشمتان نگاه کنید و افکار برانگیزنده خود را مرور کنید؛ سپس در مقابل هرکدام از افکار برانگیزنده خود مشخص کنید که از کدام نوع فکر برانگیزنده استفاده کرده اید. تصور اشتباه دربارهٔ استحقاق، تصور اشتباه دربارۀ انصاف، تصور نادرست درباره تغییر برچسب زدن کلی، فرضیه سازی درباره قصد فرد یا بزرگ نمایی انجام این تمرین بسیار مهم است و شما را برای گام بعدی آماده میکند که در آن باید افکار برانگیزنده خود را از لحاظ هیجانی خنثی کنید.
خودآموزی
موفقیت شما در کنترل مؤثر خشمتان، تا حد زیادی به چگونگی خودگویی شما برای آرام کردن خود و کاهش سطح تحریکپذیری تان بستگی دارد. خودگوییهای مؤثر، شامل حفظ آرامش و مقابله کردن با موقعیت به جای عصبانی شدن است.
به خودتان بیاموزید آرام باشید و به خود یادآوری کنید حفظ آرامش، عنصر کلیدی برای کنترل خشم است. لازم است نحوه انجام دو مهارت را یاد بگیرید.
1. تنفس عمیق و دیافراگمی: تنفس عمیق، کار آسانی است. یکی از دستهای خود را روی قسمت بالایی قفسه سینه و دست دیگر را روی شکمتان درست بالای کمربندتان بگذارید. حالا یک نفس عمیق بکشید و هوا را به شکمتان وارد کنید؛ سپس به آرامی نفس بکشید، به گونهای که تنها دست روی شکمتان حرکت کند و دستی که بر روی قفسه سینه تان است. نسبتاً بی حرکت بماند. این تمرین را برای مدتی کوتاه انجام دهید. اگر در قراردادن و حرکت دادن دستتان بر روی شکم، مشکل دارید یا چنانچه همزمان هر دو دستتان حرکت میکند. برای تسلط یافتن بر این مهارت میتوانید دو کار انجام دهید: اول تصور کنید که وزنه سنگینی به شکمتان فشار میآورد؛ دوم بکوشید همراه با تنفس عمیق و شکمی، وزنه را به طرف شکمتان فشار دهید. اگر این کار مفید واقع نشد با دست به شکم خود فشار دهید و بکوشید با فشار نفس، دستتان را به سوی بیرون بفشارید. وقتی توانستید با دستتان به شکم فشار وارد کنید، بیش از این نباید دست را روی شکمتان نگه دارید؛ اما هنوز تمرین ضروری است. هر روز به مدت سه دقیقه تنفس عمیق را تمرین کنید تا زمانی که به صورت مهارتی خودکار درآید.
2. آرام و شل کردن سفتی و تنیدگی نقاط پرتنش و داغ بدنتان: وقتی به تنش دچارید به آسانی عصبانی شده و وقتی خشمگین میشوید، احتمالاً متوجه میشوید نواحی خاصی از بدنتان معمولاً منقبض و تنیده میشوند. بلافاصله تنش بدنتان را وارسی کنید؛ به ویژه به نقاط پرتنش و منقبض در پیشانی، فک، گردن و شانهها، ساعدها، شکم و رانهای خود توجه کنید. وقتی متوجه ناحیه پرتنش شدید، یک نفس عمیق و شکمی بکشید و بعد نفستان را به آرامی بیرون بدهید به احساس آرامشی که در اثر تنفس عمیق در آن نواحی پرتنش ایجاد میشود، توجه کرده آرامش را حس کنید. در ادامه چند نمونه از خودگوییهای مقابلهای ارائه شده است که به شما کمک میکند به جای تشدید تنش با گفتن آنها خودتان را آرام کنید:
نفس عمیق بکش و آرام باش؛
وقتی عضلاتم منقبض میشوند باید آنها را شل کنم و کارها را به آرامی انجام دهم؛
ساکت باش و آرامش خود را حفظ کن؛
الآن وقت آن است که تنش بدنم را وارسی و نقاط منقبض شده را شل کنم؛
نقاط پرتنش بدنت را شل کن؛
باید فکم را شل کنم؛
باید شانههایم را به سوی بالا بکشم و بعد آنها را شل کنم؛
الآن باید عضلات بازوهایم را شل کنم؛
ساق پاهایم را شل میکنم
نفس خود را بیرون بده؛
به آرامی نفس بکش و بیرون بده.
مقابله با برانگیختگی
وقتی احساس میکنید در اثر هیجان، به برانگیختگی دچار شدهاید، باید بکوشید چیزهایی آرام بخش به خودتان بگویید. فهرستی از افکار مقابلهای در زیر ارائه شده است که به حفظ آرامش و خونسردی شما کمک میکند. ممکن است بسیاری از آنها مفید نبوده یا شاید اکثر آنها متناسب با سبک شما نباشد؛ اما بکوشید حداقل دو یا سه مورد از آنها را که میتوانید هنگام شروع خشم به کار ببرید برگزینید. اگر بخواهید، میتوانید این جملات را به گونه ای تغییر دهید که احساس بهتری به شما بدهند:
هیچکس بد یا خوب نیست. ما فقط خواستههای متفاوتی داریم؛ مهم نیست که چه چیزی به من گفت، میدونم که آدم خوبیام؛ تا زمانی که خونسردی خودم رو حفظ کنم میتونم خودم رو کنترل کنم؛
از سرزنش و قضاوت کردن بپرهیز؛
فقط از واژههای بی طرفانه استفاده کن؛
تُن صدات رو آرام و پایین نگهدار؛
کنایه نزن حمله نکن؛
عصبانی شدن باعث میشه ...
در اینجا پیامدهای منفی خشم را عنوان کنید؛
اگر عصبانی بشم ممکنه سرم رو به دیوار بکوبم؛ پس بهتره آرامش خودم رو حفظ کنم؛
آشفته شدن کمکی نمیکنه؛
ارزش عصبانی شدن رو نداره؛
من آزرده خاطر شدم؛ ولی میتونم ازش چشم پوشی کنم؛
- باید منطقی باشم، عصبانی شدن کمکی نمیکنه؛
خشم نشان دهنده کاریه که باید انجام بدم؛ پس باید با خشم خودم مقابله کنم؛
اوضاع رو بدتر نکن، خونسرد باش؛
عصبانی شدن هیچ سودی نداره؛
خیلی سخت نگیر. سعی کن حس شوخ طبعی خودت رو حفظ کنی؛ اگه در موقعیت بدی گیر کردم باید فکر کنم چجور میتونم باهاش برخورد کنم.
چگونه با فرد خشمگین برخورد کنیم؟
مقابله با فرد عصبانی
وقتی کسی شما را تحریک میکند، طبیعی است که خشمتان در نتیجه افکار برانگیزنده تشدید شود؛ اما شما میتوانید از خودگوییهای مقابله ای و مفید برای خودداری از رفتار تکانشی و پرخاشگرانه استفاده کنید. در اینجا دو یا سه عبارت را که فکر میکنید برای شما مفید است، از میان نمونههای زیر برگزینید و در صورت نیاز آنها را تغییر دهید تا برایتان مناسب تر باشند.
احتمالاً میخواد واقعاً منو عصبانی کنه؛ اما میخوام او رو ناکام کنم؛
لازم نیست خودم رو به او ثابت کنم؛
نمیخوام به او اجازه بدم تا منو کنترل کنه؛
واقعاً شرم آوره که چنین کاری میکنه؛
او باید خیلی ناراحت شده باشه که این قدر عصبانیه؛
مهم نیست که چی میگه نباید به خودم شک کنم؛
با عصبانی شدن نمیتونم او رو تغییر بدم. با این کار فقط خودمو آشفته میکنم؛
خودم قبلاً این کار رو کردم میتونم کمی او رو آرام کنم؛
خونسرد باش درباره او هیچ قضاوتی نکن؛
نباید سربه سرش بگذارم فقط از صحبت کردن باهاش فعلا خودداری میکنم؛
من نباید وسوسه بشم و کنترل خودمو از دست بدم؛
عصبانی شدن من جز اینکه او رو به خواستش میرسونه ، فایده دیگه ای نداره.
